ميرزا محمد حيدر دوغلات

379

تاريخ رشيدى ( فارسي )

گشتند . خان هنوز در اندجان سامان هيچ نكرده بود كه خبر توجه ايشان رسيد . سلطان على ميرزا و توبره ميرزا [ را ] به قلعه كاسان فرستادند كه حصن حصين نبود . چون اين جماعت قلعه كاسان را محكم كردند ، سلطانان اوزبك اول به استخلاص كاسان متوجه شدند . كاسان را نيك به تنگ آوردند . چون خبر به تنگ آمدن كاسان به خان رسيد ، تمام سران لشكر را به طرف كوه‌هاى كاسان فرستادند . هرچند كه قوت آن نداشتند كه اوزبك از ايشان هراسد ، 236 اما بر جوانب لشكر ايشان زد و بردى كنند ، فى الجمله تشويشى توانند رسانيد . مردم كاسان را نيز اندك قوت دلى به حاصل آيد . چون لشكر خان به كاسان رفت ، اين خبر را ابابكر ميرزا يافت . در آن زمان به داعيه استخلاص ممالك فرغانه ، در كاشغر آمده هرچه از اندجان بالا بود مثل اوزجند 237 كه به اوزكند مشهور است و مادو 238 و اوش كه بهترين ولايت فرغانه است گرفته بود ، متوجه اندجان شد كه محاصره نمايد . چون قلعه اندجان كه قلعه كلان است ، به دو سه هزار كس محافظت آن قلعه ممكن نى ، اسباب قلعه‌گيرى از منجينق و تورا « 1 » 239 و نردبان و غيره سامان نموده متوجه شد . چون خبر به خان رسيد وهن بىحد و وهم بىعد به حال خان « 2 » و مردم اندجان راه يافت . در خلال اين احوال سلاطين اوزبك يكبارگى هجوم نمودند ، از طرف قلعه كاسان را سوراخ كردند و نردبان‌ها به قلعه گذاشتند . هجوم ايشان به نوعى زورآور شد كه قوت اهل قلعه به محافظت حصار وفا ننمود . از دروازه كه به طرف خشكى بود بدر رفتند . چون لشكر اوزبك همه پياده شده بودند گمان آن نداشتند كه اين مردم فرار خواهند نمود . بعد از ( 166 ر ) يافتن وقوف تا برگشتند و سوار شدند ، ايشان دور رفته بودند و آنچه به تن بازمانده و قوت پس‌مانده ايشان بود ، مع اهل قلعه ، تمام به قتل آوردند . 240 و مردمى كه از قلعه برآمدند با سران لشكرى كه جهت كومك به كوه‌هاى كاسان آمده بودند ، ملحق شده راست تا به اندجان خود را رسانيدند ، در محلى رسيدند كه لشكر ميرزا ابابكر در نيم فرسخى اندجان نزول فرموده بودند و اسباب قلعه‌گيرى را مهيا

--> ( 1 ) . نگ : - تو را . ( 2 ) . نگ : خان رسيد ترس بر سراسر وجود او و مردم .